|
خیال که خیس نمی شود خانه ای را نقاشی کرده ام که آسمانش روزها هم ماه دارد؛هم حورشید
|
دلم می خواهد بگویم حالم خوب است و خوابهایی که از شبهایم می گذرد و این دلشوره ها که پشت پلک هایم می نشیند تقصیر ستاره هایی ست که پاورچین پاورچین از آغوشم رفته اند ولی گمان می کنم باز هم هذیان گفته ام باید از نو خواب ببینم و بگویم حالم خوب است و خوابهایم پر شده است از ستاره و یک گهواره که خودش برای من لالایی می خواند و مرا به دیدن خوابهایی می برد که ندیده هایم را بشنوم و نشنیده هایم را بی پرده ببینم باید خوابهایم کوتاه شود اصلا چه فرق دارد؟ باید بیدارشوم٬ خواب دیگر بس است باید باران بیاید در خواب جشن که نیست٬خواب است باید تمام شود دیگر ""شب دراز است و خواب کوتاه و ستاره هایی که چشمک زدن را هم فراموش کرده اند باید باران بیاید وسط خواب و طوری ببارد که صبح را مرطوب کند و فاصله بین خواب و بیداری را خیس باید باران بیاید..."" جمعه 3 خرداد1392 | 8:4 قبل از ظهر | سهیلا |
در گوشه ای از باغچه
یک گل سرخ هر صبح به خواب گلدان های خالی می رود. جمعه 3 خرداد1392 | 7:10 قبل از ظهر | سهیلا |
آسمان را گم نمی کنم چه زیر باران چه زیر آفتاب دستم را بگیر تا یک نفس تا یاس های کبود بدویم و لمیده در مهتاب به تماشای آسمان بنشینیم مقصد آنجاست که تو با منی "تو را تا آنجا دوست خواهم داشت" پنجشنبه 2 خرداد1392 | 6:10 قبل از ظهر | سهیلا |
من به اندازه ی تو صبر نکردم اما... دل تو با دل من جور نبود و غمم تاب نداشت که ببیند هر روز رنگ تنهایی چشمان تو را همه ی خاطره ها پشت آن کاج بلند (که نوشتی به همین سرخی رز... و به عطر گل یخ... دوستت می دارم تا ابد های ابد) دفن شدند من به اندازه ی شب های پشیمانی دل خواب دستان تو را می دیدم و چه رنجی بردم... عکس تو ذهن مرا پرکرده دوستت می دارم که همه دلخوشی ام بودن توست و سکوتت که همیشه پر راز... و صدای سازت که مرا عاشق کرد و نفس های بریده که پر از حس عطش... یادت هست؟؟؟ من و تو ساده تر از مردم شهر جشن دل را بردیم هدیه ام یک ماه است آسمان دل تو شب که نداشت؟؟؟ ماه من را به شبم برگردان دوستت می دارم ""شعری از رزای عزیزم"" سه شنبه 31 اردیبهشت1392 | 9:0 قبل از ظهر | سهیلا |
"ماه من" با آمدنت تمام ماه هام اردیبهشت شد.
و کسی به من گفت تو راس طلوع شکوفه ها از شمالی ترین دقیقه ی اردیبهشت متولد میشوی و میان گهواره ی پروانه ها شانه به شانه ی بهار قد می کشی. حالا چند سال از شکوفه ها بزرگتر شده ای؟ چند سال از پروانه ها؟ دوشنبه 30 اردیبهشت1392 | 7:1 قبل از ظهر | سهیلا |
زیباترین اتفاق من بهارت شوم اردیبهشت ام می شوی؟ تو یعنی اتفاقی چون اردیبهشت و اردیبهشت یعنی زیباترین اتفاق بهار
مرا ببر به باغ بهار به خواب بهشت به زیباترین اتفاق ام به اردیبهشت...
اردیبهشت که می آید... یادم می افتد که چه نسبت زیبایی با تو دارم با چشم هایت که همرنگ آرامش من است و صدای سازت که صدای انگشتهای تو روی کلاویه های تنهایی من انگار که تعبیر تمام خوابهای من لحظه ی خیس آمدن توست. حالا بوی بهار نارنج ها را می دهی وقتی برایم شعر می خوانی و دیوانه ام می کنی وقتی مرا به نام کوچکم صدا می زنی. من از اول مشق های کودکی ات می دانستم که دستهایت بوی شعر و ترانه می دهد و وقتی عکس هایت را کنار شعرها و نقاشی هایت می گذارم باور می کنم که تو ساده تر و آرام تر از منی و من فکر می کنم بهار از کجا می دانست من عاشق اردیبهشتم که تو را در زیباترین روز به دیدن من آورد حالا اردیبهشت یعنی تو و تو یعنی "ماه" اردیبهشت.
بهار به بهار پشت پلک هر اردیبهشت که می خوابی تو را بیشتر دوست دارم از چشم هایت که بوی شعر گرفته؛ از صدای انگشتانت روی کلاویه ها؛ و رنگ نقاشی هایت روی بوم همیشه ماه. نازنینم تو زیباتر از آنی که تو را با نیلوفر و یاس قسمت کنم و ساده تر از آن که باران را بهانه ی نوشتن ات کنم فقط بگذار بگویم تو را بیشتر از بهار دوست دارم و اردیبهشت را به دستهای تو می سپارم. "به زیباترین گل زندگیم" جمعه 27 اردیبهشت1392 | 9:2 قبل از ظهر | سهیلا |
تو را دارم ای گل جهان با من است تو با منی و جان جان با من است چهارشنبه 25 اردیبهشت1392 | 6:40 قبل از ظهر | سهیلا |
از این دنیا
تو را دارم
که بسیاری که بیداری که با شمع غزل سوزت تو از پروانه سرشاری
تو از جنس گل و شبنم تو از باران تو از مریم برای زخم شبهایم تو مثل مرهمی مرهم
ببار ای ابر هم بغضم که دیوانی پر از سوزی که نقاشی پر از روزی
و من با تو نفهمیدم که باران از تو می بارد نه آنکه بر تو می بارد
و کسی به من گفت به خواب گل های سرخ بروم تا تو زاده شوی برای نقاشی هایت خانه ای پر از گل و برای شعرهایت واژه هایی پر از بوسه آرزو می کنم
""تقدیم به تو که زیباترین گل منی"" شکوفه ی من برای گل شدن ات سال ها بهار صبوری کرده ام یکشنبه 22 اردیبهشت1392 | 6:14 بعد از ظهر | سهیلا |
تو ماه پنهان منی همنفس جان منی برای زنده بودنم دلیل و برهان منی تو غنچه سرخ بهار اسم کتاب انتظار با من بمان تا که شوم فدای عشق یادگار
بوسه هایم را نذر دوستت دارم های تو کرده ام مگر نه اینکه آسمان فقط یک ماه دارد
کودکی هایت را یادت هست؟ اولین بار که پرسیدی تو می خواهی در من زندگی کنی؟ پاورچین پاورچین از کودکی جدا شدی حالا من از تو می پرسم جوانی ام را یادت هست؟ من می خواهم در تو زندگی کنم.
""به دخترم رزا به بهانه ی تولدش"" پنجشنبه 19 اردیبهشت1392 | 8:9 بعد از ظهر | سهیلا |
بال های کبوتر دلم شکسته شد وقتی که تو رفتی برگرد... تا در هوای تو یک فوج کبوتر پرواز کند پنجشنبه 19 اردیبهشت1392 | 11:37 قبل از ظهر | سهیلا |
اصلا چه فرق دارد بهار باشد یا پاییز گلبرگ های شعر من بی تو... همیشه پژمرده اند چهارشنبه 18 اردیبهشت1392 | 7:48 قبل از ظهر | سهیلا |
به دل دریایی ات بگو چشم به راه من باشد قسم به رد موج های آبی به بوی ماهی های عاشق و به بلوغ پرنده های پر بسته ببین قلبم را که در دریای تو چگونه می تپد حالا بگذار دل دریایی تو و دل دریای زده ی من دریای بزرگتری شوند و پرنده ها و موج ها و ماهی ها به سرانجامی زیبا برسند
سه شنبه 17 اردیبهشت1392 | 8:19 قبل از ظهر | سهیلا |
خیال بافی را من از رویای دخترکی که عشق چون پیچک همسایه از دیوار دلش بالا میرفت آموختم من این خواب را هزاران بار از پیچک بالا رفته و بیدار شده بودم ""عشق در خواب دیدنی تر است"" دوشنبه 16 اردیبهشت1392 | 1:32 بعد از ظهر | سهیلا |
مثل تو و بعد از تو هیچکس به دیدارم نیامد من هنوز بر این باورم خواب دیده ام آسمانی را که ماه شب اش تو بوده ای پناه بر باران پناه بر خورشید کاش قرار نبود خواب تو را فقط ببینم و بگویم وقتی که تو نباشی ماه در نمی آید و من هم بیهوده منتظر طلوع خورشیدم ""بیدار می شوم می خوابم و می بینم تو را که دیگر در هیچ شبی ماه من نمی شوی حال من خیلی خوب است بی تو هوای دلم همیشه آفتابی ست. یکشنبه 15 اردیبهشت1392 | 6:30 بعد از ظهر | سهیلا |
تو باندازه ی تنهایی من بزرگی و باندازه ی دلتنگی من مهربان پس مریم ی ساز مرا یادگار باغ بزرگ دنیایت و آنقدر به دیدنم بیا که گلبرگ هایم را باد با خود نبرد شنبه 14 اردیبهشت1392 | 4:51 بعد از ظهر | سهیلا |
مادرم شبها
قصه ی فرشته ها را می گفت وقتی که آسمان خوابیده بود حالا من٬ پر از کودکی هر شب٬ ماه را پنهانی خواب می بینم. ""ماه من روزت مبارک"" نامت را به جنگل می گویم سبز می شود به دریا می گویم آرام می گیرد نام تو را آسمان برگزیده است. ""باران من روزت مبارک"" زن زیباترین غزلی ست که خداوند سروده است ""زیباترین غزل روزت مبارک"" چهارشنبه 11 اردیبهشت1392 | 9:8 قبل از ظهر | سهیلا |
هزاران دشمن و یک دوست دارم تو را من عاشقانه دوست دارم دلم در گیر و دار زندگی نیست تو دنیایی و دنیا دوست دارم جهان باغی پر از خار است اما تو را تنهاترین گل دوست دارم نگو دلتنگ بارانی که ابرم ... تو را رنگین کمانم دوست دارم شبانه های من بی تو کبود است تو را ماه مجسم دوست دارم ""شعری از رزا(زیباترین گل زندگیم)"" سه شنبه 10 اردیبهشت1392 | 3:0 بعد از ظهر | سهیلا |
با اینکه این روزها سخت می گذرد روزی خواهم گفت روزهای سخت گریه از یادم برفت.
""به خواب و رویا می روم تا که شاید لحظه های شیرین دست در دستانم بگذارند"" سه شنبه 3 اردیبهشت1392 | 8:42 قبل از ظهر | سهیلا |
بس که انتظار کشیده ام بوی پنجره گرفته ام و با چشمانی که هیچ آغوشی را نمی بینند شب زنده داری کرده ام "" همه ی پنجره ها را یک به یک می بندم زیرا چشمهای من در قاب هیچ پنجره ای دیگر نمی گنجد "" شنبه 31 فروردین1392 | 0:45 قبل از ظهر | سهیلا |
می توانستم تو را با دوستت دارم ولی... نرسیدیم به رازِ دلِ هم "" شعری از رزا(زیباترین گل زندگیم)" جمعه 23 فروردین1392 | 8:39 بعد از ظهر | سهیلا |
اگر کودکی هایم نبود هزاران بار گم شده بودم مدرسه به من هزار مشق عشق داده بود ""پا به پای کودکی هایم خواب های شیرین می بینم هر شب تا که شاید بهاری برسد بهار آرزوهایم"" جمعه 23 فروردین1392 | 11:48 قبل از ظهر | سهیلا |
بی خیال رویاهایت که می شوی دیگر نمی نویسند آرزوهایت را در چشم هایت "" در چشم هایت ستاره ای است که هر رازی را پنهان می کند "" چهارشنبه 21 فروردین1392 | 10:54 قبل از ظهر | سهیلا |
من در خیال آمدن تو تو در حقیقت رفتن تو و خورشید که به هر بهانه ای قهر می کند و آسمان را به باران می سپارد کوچه های دلتنگی ام کم آورده اند از روزهای بهار و من بی خیال اینهمه خیال برای هیچ چهارشنبه 21 فروردین1392 | 0:2 قبل از ظهر | سهیلا |
چند دانه عشق در گلدان دلم کاشتم شاعری بر عاشقی پیشی گرفت "" سالهاست شعر در خانه ام خانه دارد "" سه شنبه 20 فروردین1392 | 7:51 قبل از ظهر | سهیلا |
آرزو دارم من که بگیرد دستی سر انگشتانم و نخواهد سهمی کس ز این زندانم آرزو دارم من سفره نان به پهنای جهان وا باشد کودکی در رویا نه فقط شاه باشد آرزو دارم من فاصله فرصت اما باشد در دلش قدر دلم جا باشد آرزو دارم من لچک غم به سرم زار زند غصه را دشمن من جار زند آرزو دارم من گله از سردی دنیا نکنم با لب خندان دل خونین دگر تا نکنم
"" عزیز روزهای من خدا را می دهم سوگند که در قلبم برای تو هزاران آرزو دارم "" دوشنبه 19 فروردین1392 | 9:58 بعد از ظهر | سهیلا |
برای سلام فردا به هیچکس قولی نده شاید فردا نه آفتاب باشد نه باران نه تو باشی و نه هیچ راز پنهان برای نگاه فردا با هیچکس قراری نگذار شاید فردا نه نفرین باشد نه دعا نه خنده های ماسیده و نه عمر تباه قهوه ی فردا را تلخ تر از همیشه بنوش شاید فردا نه از آینده بگوید نه گذشته نه دهانی سوخته و نه فنجانی شکسته ""برای سلام فردا به هیچکس قولی نده شاید سرنوشت فردا را به یغما برد و صدایی تو را به جایی دیگر خواند. ""
دوشنبه 19 فروردین1392 | 9:27 قبل از ظهر | سهیلا |
مرا دفن کرده اید ولی من هنوز زنده ام و دوست داشتن هایم را به شما که دوست داشتید بی من و با من نفس بکشید هدیه داده ام برای گفتن از من به من نیازی نیست من چون قطره های باران در شریان های شما تا ابد جاری ام "برای عسل بدیعی هنرمندی که هنرمندانه از دنیا آزاد شد "
یک روز که به دیدارم می آیید تا مرا ببینید مرا خواهید یافت با انبوهی از من و دوستت دارم های بی پایانی که رد عشق مرا در گلبرگهای گل های سرخ جا گذاشته اند.
""من به دریا بدل شده ام و نفس هایم به ماهیانی که جسمم را برای درمان به زیر آب ها برده اند. "" یکشنبه 18 فروردین1392 | 6:7 بعد از ظهر | سهیلا |
نگاهم کردی و بارید
یک ناگهان بر من نگاهت خیس بود و یک آسمان بر من
مرا به باران بسپار آفتاب بارانی ام که فردا حس کنم بی تو هم بارانی ام "" من رودخانه ای شده ام که تمام دوست داشتن هایم به دریای عشق تو می ریزد "" جمعه 16 فروردین1392 | 11:18 قبل از ظهر | سهیلا |
دلباخته ی شعر که شدم
بوسه را فراموش کردم "" نه بوسه نه شراب هیچکدام شعر نمی شوند "" پنجشنبه 15 فروردین1392 | 4:12 بعد از ظهر | سهیلا |
گل سرخ دلم
آب می خواهد و من تکرار باران را "" هوای هر شبم ابری ست "" پنجشنبه 15 فروردین1392 | 4:0 بعد از ظهر | سهیلا |
|
|