خیال که خیس نمی شود

خیال که خیس نمی شود
اینها که می خوانی شعر نیست فقط چند سطر از لهجه ی من است.سپاس ای عشق که به شکل شعر درآمدی
می خواهم انکار کنم که شاپرکهای خیالم از واژه های تر می پرند

که گل سرخ هایی که مرا صدا می کنند رو به شمال رویاهایم می رویند

ولی هر وقت به تو فکر می کنم نشانی باغچه ای رابه من می دهی

که غنچه هایش مشام شاعرانه ام را مست می کنند

می میرم اگر روزی ایوان دلم را از شمعدانی های عاشق پر نکنی

من گلی شبیه شعر را هر روز از چشم های توکم دارم

مرا به گل شعرچشم هایت دعوت می کنی؟ 

دوشنبه ۱۲ مرداد۱۳۹۴ | | سهیلا |
نگو که با دریا هیچ نسبتی نداری

در جغرافیای چشم های تو

شمال و جنوب دریا یکی می شود

"و من در این نقشه همیشه در حال غرق شدنم"

"برای پسرم"

شنبه ۱۰ مرداد۱۳۹۴ | | سهیلا |
گاهی دلم آنچنان می گیرد

که آسمان هم ابری می شود

سه شنبه ۳۰ تیر۱۳۹۴ | | سهیلا |

هرچه دورتر می روی

بیشتر دوستت دارم

سفر در دریای نگاه تو

همیشه کوتاه است

"کاش دریا به آبی چشم های تو بود"

"برای پسرم"

سه شنبه ۲۳ تیر۱۳۹۴ | | سهیلا |
دلباخته ی شعر که شدم

بوسه را فراموش کردم

حالا جز شعر

کدام بوسه مرا از خواب تو بیدار می کند

حتی اگر خودم را به خواب زده باشم

یکشنبه ۱۴ تیر۱۳۹۴ | | سهیلا |
به حال من چه فرقی می کند

زمستان  باشد یا تابستان

دستهای تو همیشه گرم است

Benim için ne farklı

Yaza ya da kış

Ellerin her zaman sicak

یکشنبه ۱۴ تیر۱۳۹۴ | | سهیلا |
اگرچه در شب تولدم

گلدان ها از گل تهی بود

ولی من در خیالم

به تماشای گل ها رفته بودم

Benim doğum gecesi

Çiçek vazolari boş

ama benim hayllarim

Çiçekleri gidiyordum

چهارشنبه ۱۰ تیر۱۳۹۴ | | سهیلا |
سال بی بهار 

چگونه تمام میشود

وقتی فصل هایم

شکوفه ها را در آغوش پاییز ریخته اند

شنبه ۶ تیر۱۳۹۴ | | سهیلا |
خورشید و ستاره ها در آسمان اند

ولی تو در قلب منی

ماه من دوستت دارم

جمعه ۵ تیر۱۳۹۴ | | سهیلا |
پس از تابستان دستهایت

پاییز نام چشم های توست

 

به دل نگیر باران

که چشم هایش

می برد تو را گاهی

**برای دخترم

شنبه ۲۶ مهر۱۳۹۳ | | سهیلا |
دریا می شود 

دنیا

وقتی نام تو

در امواجش جاری ست

**برای مهربانو

پنجشنبه ۲۴ مهر۱۳۹۳ | | سهیلا |
من از تقویم فقط دو فصل را بلدم

بهار و پاییز

بهار را برای شکوفه هایش

و پاییز را برای شکوفه هایم

**برای پسرم

چهارشنبه ۲۳ مهر۱۳۹۳ | | سهیلا |
تو ماه پنهان منی

همنفس جان منی

برای زنده بودنم

دلیل و برهان منی

تو غنچه ی سرخ بهار

اسم کتاب انتظار

با من بمان تا که شوم

فدای عشق یادگار

*برای رزا"زیباترین گل زندگیم

جمعه ۱۸ مهر۱۳۹۳ | | سهیلا |
هزاران دشمن و یک دوست دارم

تو را من عاشقانه دوست دارم

دلم درگیر و دار زندگی نیست

تو دنیابی و دنیا دوست دارم

جهان باغی پر از خار است اما

تو را تنهاتربن گل دوست دارم

نگو دلتنگ بارانی که ابرم...

تو را رنگین کمانم دوست دارم

شبانه های من بی تو کبود است

تو را ماه مجسم دوست دارم..

*رزا برای"سهیلا

 

از این دنیا تو را دارم

که بیداری که بسیاری

که با شمع غزلسوزت

تو از پروانه سرشاری

تو از جنس گل و شبنم

تو از باران تو از مریم

برای زخم شبهایم

تو مثل مرهمی مرهم

ببار ای ابر هم بغضم

که دیوانی پر از سوزی

که نقاشی پر از روزی

و من با تو نفهمیدم

که باران از تو می بارد

نه آنکه بر تو می بارد

*سهیلا برای "رزا

 

پنجشنبه ۱۷ مهر۱۳۹۳ | | سهیلا |
دلباخته ی شعر که شدم

بوسه را فراموش کردم

نه شراب

نه بوسه

هبچکدام شعر نمی شوند.

سه شنبه ۱۵ مهر۱۳۹۳ | | سهیلا |
چقدر دوست دارم

بهار شعرهایت باشم

یا پاییز نقاشی هایت

هیچکس نمی تواند جای تو باشد

وقتی گل رز فقط علامت توست

*برای رزا"زیباتربن گل زندگیم

دوشنبه ۱۴ مهر۱۳۹۳ | | سهیلا |
بهار من از تو

پاییز تو از من

 

من می توانم بدون بهار زندگی کنم

ولی گل های سرخ ام نه

**برای دختر و پسرم

دوشنبه ۱۴ مهر۱۳۹۳ | | سهیلا |
چند روز از پاییز گذشته

بهار را جشن می گیرم

حالا دیگر برای ادامه ی بهار

پاییز را دوست دارم

شنبه ۱۲ مهر۱۳۹۳ | | سهیلا |
باران هزار سوسن را خیس کرد

وقتی نوشتم

باران سوسن را بارید.

*برای سوسن

 

"سوسن جعفری

چهارشنبه ۹ مهر۱۳۹۳ | | سهیلا |
ماه من

مرا به یاد می آوری؟

من هر لحظه به یاد توام

هر روز

به یاد تو آفتاب را می بینم
 
هر شب
 
از یاد تو ستاره ها را می  چینم
 
اگر بشود
 
تمام گل ها را برای تو می بویم
 
تمام گریه ها را از چشمان تو می خندم
 
ماه من
 
من همانم
 
همان که قول داده ام
 
برایت سیب و ستاره و خواب بیاورم
 
همان که

در ایوان دلت  

شمعدانی های عاشق بکارم
 
ماه من 
 
مرا به یاد می آوری؟
 
من زمستانی در جستجوی بهارم
 
زمستانی که 

تو را اندازه ی بهاری که
 
در آن گم شده ای  دوست دارم
 
ماه من
 
بهار من
 
مرا به یاد نمی آوری؟
سه شنبه ۲۹ بهمن۱۳۹۲ | | سهیلا |
از تمام بهارهایی که گذشته است

بهار من تویی

که هرگز نمی گذری 

"برای دخترم"

دوشنبه ۲۸ بهمن۱۳۹۲ | | سهیلا |
سر می رود خاطراتت

از تقویم دلم

بگذار این باغ  زودتر به بهار برسد.

شنبه ۲۶ بهمن۱۳۹۲ | | سهیلا |
خوابم که نمی برد

یک لیوان شعر

شبیه حرفهای تو خوابم می کند

حالا هی دلم برای تو تنگ میشود

و هی دهانم طعم شعر می گیرد.

 

بیا و کنار خوابهای من بنشین

من خوابی شبیه شعر

شعری شبیه خواب

همیشه کم دارم.

سه شنبه ۲۲ بهمن۱۳۹۲ | | سهیلا |
از ته کوچه ی هیچستان ما 

نه بوی گلی می آید

نه سکوتی فریاد می شود

به گمانم

به غمی تازه دچار آمده ایم

دوشنبه ۲۱ بهمن۱۳۹۲ | | سهیلا |
قلب تو زیباتر از

گل هایی ست که همه دوست دارند

من تو را

قلب ات را

و گل هایی که دیگران

به خاطر تو دوست دارند

دوست تر دارم

"برای دخترم"
شنبه ۱۹ بهمن۱۳۹۲ | | سهیلا |
نام تو

اگرچه نام یک گل است

من تو را

چشم جان صدا می کنم

"برای دخترم"

پنجشنبه ۱۷ بهمن۱۳۹۲ | | سهیلا |

 تقدیم به همه کسانی که برف باعث شادیشان نمی شود

 و هیچ وقت به ادم برفی ها لبخند نمی زنند

 

خجالت می کشم اما

زمستان و تو در سرما

نداری چکمه ای بر پا

نمی لرزی تو از سرما؟؟؟

خجالت می کشم آری

زمستان و تو بیداری

بکن بر حال من زاری

که خوابم توی بیداری

خجالت می کشم اما

زمستان و تو در سرما

نداری چکمه ای بر پا

نمی لرزی تو از سرما؟؟؟

خجات می کشم جوری

زمستان و تو رنجوری

 نمانده رغبتی شوری

 امان از این همه دوری

خجالت می کشم اما

زمستان و تو در سرما

نداری چکمه ای بر پا

نمی لرزی تو از سرما؟؟؟

* شعری از رزای عزیزم

چهارشنبه ۱۶ بهمن۱۳۹۲ | | سهیلا |
دیگر سراغت را از هیچکس نخواهم گرفت

 باز نام تو می آید و ستاره میشوی

 کنار همیشه آسمان نبودنت را بهانه نمی کنم

من خواب دیده ام آسمان آنقدر بزرگ میشود که من از اینهمه شب سرگیجه می گیرم

 کدام آسمان را می شناسی ماهش را؛ستاره هایش را گم کند و گریه نکند؟

 من خواب دیده ام چشم هایت رنگ آسمان شده است؛رنگ.شب

 اینها را گفتم تا دوباره ستاره شوی بروی؛نمانی؛نباشی

 اینها را گفتم تا ستاره شوم بروم؛نباشم؛نمانم

 به ماه بگو خوابهایم را کنار شعرهایم در ایوان مهتاب بچیند

من خواب دیده ام امشب مهتاب می شود و تو تا همیشه ستاره می شوی

و من خوب می دانم تعبیر ستاره شدن یعنی گم شدن ...

جمعه ۱۱ بهمن۱۳۹۲ | | سهیلا |
رویاهایم طعم تو را گرفته

این نشانه ی یک صبح خوب است

صبح  باران ، شکوفه، بهار 

و چقدر حالم خوب است

که خوب می دانم

که تو فقط با بهار می آیی

سه شنبه ۸ بهمن۱۳۹۲ | | سهیلا |
دیگربه چه درد می خورد

دنیا

وقتی تو نباشی

بی تو

دنیا

زیباترین اتفاق اش را کم دارد

یکشنبه ۶ بهمن۱۳۹۲ | | سهیلا |

درباره وبلاگ

خوابهایم پر از ستاره و بوسه است

بوسه هایی که در رویاهای هیچ خوابی پیدا نمی شود

اصلا من فکر می کنم شبها با صدای تو خوابم می برد

و صبح ها از نگاه تو بیدار می شوم

با من به دیدن یک پیاله آب بیا

ببین چقدر ستاره کنار هم گذاشته ام

جالا بیا کنار من بنشین

ببین چقدر بوی آب می دهم

دوباره تقویمم دارد تمام می شود

وای چقدر دلم می خواهد

روزهایم بوی تو را بدهد

آنقدر تو که چشم براه هیچ آفتابی نشوم

حالا که قول داده ای

هر روز مرا ببوسی رویاهایم دیگر تشنه نمی شوند

وای باران

هیچکس جز تو از خوابهای من خبر ندارد!!!
آخرین مطالب
لینک های ویژه
طراح قالب
امکانات وب