خیال که خیس نمی شود

خیال که خیس نمی شود
اینها که می خوانی شعر نیست فقط چند سطر از لهجه ی من است.
تو می آیی تا همه چیز را رنگ کنی

حتی لحظه های سبزی را که از بهار جا مانده است

و دوستت دارم هایی را که حالا طعم سیب و انار دارند

زمان به وقت باران

""پاییز عزیز دوستت دارم""

سه شنبه 1 مهر1393 | | سهیلا |
برای روزهایم

خورشید باش و

برای شبهایم

ماه

آسمان ام

آبی تر از همیشه دوستت دارم.

دوشنبه 31 شهریور1393 | | سهیلا |
دوباره آسمان ابری ست

با من تقسیم کن باران را

 

**هوایی تازه می خواهم

شنبه 29 شهریور1393 | | سهیلا |
اگر پشت پنجره بایستی

آسمان به تماشایت خواهد آمد

مگر نه اینکه

چشم هایت آبی تر از چشم های اوست

**به پسرم

سه شنبه 25 شهریور1393 | | سهیلا |
بی خبر از من

ای رفته از من

به کجا رفته ای؟؟؟

دوشنبه 24 شهریور1393 | | سهیلا |
تو به اندازه ی تنهایی من بزرگی 

و به اندازه ی دلتنگی من مهربان

پس مریمی ساز مرا یادگار باغ بزرگ دنیایت

و آنقدر به دیدنم بیا

که گلبرگهایم را باد با خود نبرد.

شنبه 22 شهریور1393 | | سهیلا |
تو که دور نشده ای

چرا نزدیک نمی نشینی؟

من نمی خواهم چشم هایت را فراموش کنم.

 

دوباره ابن روزها آمده است،

روزهای مردن من، روزهای رفتن تو

روزهایی که تمام نشده است، که تمام نشده ای

ابن تابستان ها، پاییزها، بهارها

که دیر شده اند، که دور شده ای

این ها همه و همه الفبای من از دفتر نبودن توست

**و قرارمان هر شب دوستت دارم های تو

که تکرار می کنی

بهار من ، پابیز من، تابستانم

من همیشه کنار توام.

**به ده سال ندوختن نگاه من به چشم های پدرم

پنجشنبه 20 شهریور1393 | | سهیلا |
چشم های تو

دریای من است

باید در آن غرق شوم

تا ببینی چقدر دوستت دارم

**برای پسرم

پنجشنبه 13 شهریور1393 | | سهیلا |
دوستت دارم ها را

کاشته ام در گلدان دلت

مبادا گل هایش را پژمرده کنی

و از ساقه هایش مریم و ریحان نچینی

تو که می دانی

من تو را بیشتر از دوستت دارم ها دوست دارم.

یکشنبه 9 شهریور1393 | | سهیلا |

از روزهایی که

قرار است بیایند 

بی تو

می ترسم

من

هر روز

از خواب نبودنت بیدار می شوم.

**برای مادرم

جمعه 31 مرداد1393 | | سهیلا |
تو دریای منی

من ساحل تو

** آبی ترین دریای زندگیم

پسرم

شنبه 25 مرداد1393 | | سهیلا |
اگر من عاشقم

دلیل اش

اولین فصل مادری ست.

 

و فصل مادری

سرسبزتر از بهار

زیباتر از پاییز

گرم تر از تابستان

و سفیدتر از زمستان است

**من، تو و او

به دختر و پسرم

شنبه 11 مرداد1393 | | سهیلا |
من در خیالم

هر روز به گل های دلت آب داده ام

ولی تو در خیالت

هر روز بیشتر خشک شده ای.

پنجشنبه 9 مرداد1393 | | سهیلا |
زیر آسمانی که

یک دقیقه باران ندارد

کاش دلت

فقط یک دقیقه برایم تنگ می شد.

 

من

بارها باران را بوسیده ام

ولی

تو را

...

سه شنبه 7 مرداد1393 | | سهیلا |
حوالی چشم های تو

دریا اتفاق می افتد

و آسمان محرم می شود

خوب من

چشم های تو

همان اتفاقی ست که همیشه منتظرش بوده ام.

 

نگاهم که می کنی

شنبه جان می گیرد

همرنگ چشم های تو

آسمان آبی می شود

خوب من

شنبه ها همیشه به نام توست

به نام چشم هایت.

**برای پسرم

شنبه 4 مرداد1393 | | سهیلا |
اگرچه امروز،

اولین روز از گرمترین ماه سال است

ولی، سالهاست

که اولین ماه گرم من،

تابستان چشم های توست.

**گرما که از چشم های تو کم شود

تابستان سردتر از زمستان می شود.

چهارشنبه 1 مرداد1393 | | سهیلا |
از عشقی که زود آمد

تا سبز چشم هایت

هر روز را  گریه کرده ام

در انتهای دلم

نقطه ی پایان

"تنهایی"

**پس از رفتن ات مدام عاشقم.

سه شنبه 24 تیر1393 | | سهیلا |
من به دریای شمال نزدیکم

تو به دریای جنوب

دریا دریا از تو دورم

دنیا دنیا به تو نزدیک

به آبی ترین دریای زندگیم"پسرم"

یکشنبه 22 تیر1393 | | سهیلا |
و نسیمی چون

پرنیان عشق می وزد

بر پیکر من اینجا

و شانه های تو آنجا

چاره چیست؟

گاهی باید رفت

از دیاری به دیار دیگر

**به پسرم که دوری اش همیشه دلتنگم می کند.

شنبه 21 تیر1393 | | سهیلا |
اگر می دانستم

عشق تاریخ انقضا دارد

تمام تقویم ها را پاره می کردم.

جمعه 20 تیر1393 | | سهیلا |
کدام فالگیر مرا به فردا دعوت خواهد کرد

وقتی تلخی عشق

سالهاست که فنجان قهوه ام را جواب می کند.

 

جمعه 20 تیر1393 | | سهیلا |
من اینجا بی نوایم

تو آنجا بی نوایی

مرا بگذار و بگذر

که نیست ما را دوایی

سه شنبه 17 تیر1393 | | سهیلا |
در باغچه ی دلم

گل سرخی روییده است

که هر وقت گریه می کنم

آرام آرام خیس می شود.

 

از هر گلی که نچیده ام

طعم دستهای تو

به جا مانده است.

یکشنبه 15 تیر1393 | | سهیلا |
کاش تو مرا خواب ببینی

و آنقدر دلت برایم تنگ بشود

که دیگر نروی!

شنبه 14 تیر1393 | | سهیلا |
حاصل تنها نبودن تو

تنهایی من است

که هرگز تمام نمی شود.

جمعه 13 تیر1393 | | سهیلا |
بی تو

ماه از آسمان کم می شود

مثل هوا

که اگر نباشی

از من کم می شود

پنجشنبه 12 تیر1393 | | سهیلا |
هوای خاطره هایت

روز به روز گرم تر می شود

کاش بارانی بیاید

تا تو را از یاد ببرم.

سه شنبه 10 تیر1393 | | سهیلا |
هزار گل سرخ از من فاصله می گیری

وقتی یک شاخه گل سرخ

از چهار فصل دلت زیاد می آید.

شنبه 7 تیر1393 | | سهیلا |
تو کجای چشم های من

اتفاق افتادی؟

که حادثه ی دوستت دارم ات

تا همیشه بارانی ست

پنجشنبه 5 تیر1393 | | سهیلا |
عشق من و

دورتر شدن دستهایت

چهارشنبه 4 تیر1393 | | سهیلا |

درباره وبلاگ

در من زنی نهفته است

که هر شب مریم های شعرهایش را

از هلال ماه می چیند 

و هرصبح شاخه شاخه

در گلدان خورشید می کارد.

زنی که در یک خانه ی سبز

زندگی می کند؛

در کوچه ای که کسی

جز مریم و باران از آن عبور نمی کند

و چقدر ساده تمام شعرهایش را

در باغچه ی آسمان جا می دهد

و چقدر؛چقدر دلش می خواهد

اهل ماه شود؛اهل ستاره

و شاید دوست دارد

باران دستش را بگیرد

و به جان تمام مریم های زمین

قسمش بدهد به هیچکس نگوید

چرا وقتی دلش می گیرد

بیشتر عاشق می شود؛

بیشتر شاعر
لینک های ویژه
طراح قالب
امکانات وب

Online User
کد فـلـش کـردن لـیـنـک هـا
align="center">