خیال که خیس نمی شود

خیال که خیس نمی شود
اینها که می خوانی شعر نیست فقط چند سطر از لهجه ی من است.سپاس ای عشق که به شکل شعر درآمدی
روزی که بیایی

 آن روز

ما می شوم  از دیدن ات

"پسرم"

سه شنبه ۱۰ شهریور۱۳۹۴ | 21:33 | سهیلا |
این روزها

تقویم را تند تند ورق می زنم

تا تمام شود

فصل های غیر بهار

سه شنبه ۱۰ شهریور۱۳۹۴ | 14:3 | سهیلا |
دلتنگ ات که می شوم

به گل های سرخ می رسم

دلتنگ تو اند در باغچه

 

همنام گل هایی

ولی خوشبوتر

"دخترم"

دوشنبه ۹ شهریور۱۳۹۴ | 9:38 | سهیلا |
دلم برایت تنگ می شود

وقتی

بوسه بارانت می کنم و

بوسه هایت به من نمی رسد

 

من تو را

بیشتر از تو

دوست دارم

 

"دختر و پسرم"

Ben seni

senden daha çok

seviyorum

"Kızım ve oğlum"

 

شنبه ۷ شهریور۱۳۹۴ | 20:54 | سهیلا |
چگونه بدون تو

روز را شروع کنم

وقتی

کنارم نیستی و

دستهایت در دست من است

"دختر و پسرم"

چهارشنبه ۴ شهریور۱۳۹۴ | 19:0 | سهیلا |
چشم های تو

مرا شاعر کرد و

تو را باران

"پسرم"

Gözlerin

Ben bir Şairdi ve

 seni yağmur

 

شنبه ۳۱ مرداد۱۳۹۴ | 20:31 | سهیلا |
حال من خوب است

اگر حال تو بهتر باشد

"دخترم"

Ben  iyiyim

Eğer sen daha iyisi

جمعه ۳۰ مرداد۱۳۹۴ | 13:43 | سهیلا |
Seni seviyorum ayım

Ne zaman

Güneş ve yıldız

Gökyüzünde

Ve 

Sen kalbimde

"Kızım"

 دچار ماه می شوم

وقتی

خورشید و ستاره ها در آسمان اند 

و تو در قلب منی

"دخترم"

پنجشنبه ۲۹ مرداد۱۳۹۴ | 5:42 | سهیلا |
  بگو کجای بارانی تا بیایم و از قطره های دلت انار بچینم

و تو بگویی فرقی نمی کند باران را بخواهی یا من

من دنبال کسی می روم تا دریا

تاسهمم از دانه دانه انارهای دلت

همه چیز برای تو

دریا و انار و تمام فنجان های قهوه

که فال شان قصه ی سفید بختی توست.  

Hepsi senin için

Deniz ve nar ve

Her kahve fincanı

سه شنبه ۲۷ مرداد۱۳۹۴ | 19:37 | سهیلا |
Gözlerinizi

Denizi aşağı

Zavallı adam kim

Seni görüşürüz

"Oğlum"

از چشم هایت

دریا می ریزد

بیچاره آنکه

تو را نگاه کند

"پسرم"

یکشنبه ۲۵ مرداد۱۳۹۴ | 10:27 | سهیلا |
Dünyada

en güzel şeyi sana vermek istedim , 

ama seni sana verememki     

 

در دنیا

 زیباترین چیز را می خواستم به تو بدهم

ولی تو را به خودت نمی توانم بدهم

" دخترم"

پنجشنبه ۲۲ مرداد۱۳۹۴ | 13:10 | سهیلا |
نگاه که می کنی موج چشم هایت دیدنی ست

خرم باشد شهری که در تو زندگی می کند

"خرمشهر چشم هایت پر از موج های آرام"

"پسرم"

یکشنبه ۱۸ مرداد۱۳۹۴ | 16:41 | سهیلا |
با لهجه ی آسمان

می نویسم چشم هایت

ابرها کنار می روند و

دنیا آبی می شود

"پسرم"

چهارشنبه ۱۴ مرداد۱۳۹۴ | 20:0 | سهیلا |
می خواهم انکار کنم که شاپرکهای خیالم از واژه های تر می پرند

که گل سرخ هایی که مرا صدا می کنند رو به شمال رویاهایم می رویند

ولی هر وقت به تو فکر می کنم نشانی باغچه ای رابه من می دهی

که غنچه هایش مشام شاعرانه ام را مست می کنند

می میرم اگر روزی ایوان دلم را از شمعدانی های عاشق پر نکنی

من گلی شبیه شعر را هر روز از چشم های توکم دارم

مرا به گل شعرچشم هایت دعوت می کنی؟ 

دوشنبه ۱۲ مرداد۱۳۹۴ | 6:20 | سهیلا |
نگو که با دریا هیچ نسبتی نداری

در جغرافیای چشم های تو

شمال و جنوب دریا یکی می شود

"و من در این نقشه همیشه در حال غرق شدنم"

"برای پسرم"

شنبه ۱۰ مرداد۱۳۹۴ | 11:41 | سهیلا |
گاهی دلم آنچنان می گیرد

که آسمان هم ابری می شود

سه شنبه ۳۰ تیر۱۳۹۴ | 11:22 | سهیلا |

هرچه دورتر می روی

بیشتر دوستت دارم

سفر در دریای نگاه تو

همیشه کوتاه است

"کاش دریا به آبی چشم های تو بود"

"برای پسرم"

سه شنبه ۲۳ تیر۱۳۹۴ | 9:20 | سهیلا |
دلباخته ی شعر که شدم

بوسه را فراموش کردم

حالا جز شعر

کدام بوسه مرا از خواب تو بیدار می کند

حتی اگر خودم را به خواب زده باشم

یکشنبه ۱۴ تیر۱۳۹۴ | 8:58 | سهیلا |
به حال من چه فرقی می کند

زمستان  باشد یا تابستان

دستهای تو همیشه گرم است

Benim için ne farklı

Yaza ya da kış

Ellerin her zaman sicak

یکشنبه ۱۴ تیر۱۳۹۴ | 8:19 | سهیلا |
اگرچه در شب تولدم

گلدان ها از گل تهی بود

ولی من در خیالم

به تماشای گل ها رفته بودم

Benim doğum gecesi

Çiçek vazolari boş

ama benim hayllarim

Çiçekleri gidiyordum

چهارشنبه ۱۰ تیر۱۳۹۴ | 23:4 | سهیلا |
سال بی بهار 

چگونه تمام میشود

وقتی فصل هایم

شکوفه ها را در آغوش پاییز ریخته اند

شنبه ۶ تیر۱۳۹۴ | 14:9 | سهیلا |
پس از تابستان دستهایت

پاییز نام چشم های توست

 

به دل نگیر باران

که چشم هایش

می برد تو را گاهی

**برای دخترم

شنبه ۲۶ مهر۱۳۹۳ | 6:57 | سهیلا |
دریا می شود 

دنیا

وقتی نام تو

در امواجش جاری ست

**برای مهربانو

پنجشنبه ۲۴ مهر۱۳۹۳ | 19:49 | سهیلا |
من از تقویم فقط دو فصل را بلدم

بهار و پاییز

بهار را برای شکوفه هایش

و پاییز را برای شکوفه هایم

**برای پسرم

چهارشنبه ۲۳ مهر۱۳۹۳ | 13:41 | سهیلا |
تو ماه پنهان منی

همنفس جان منی

برای زنده بودنم

دلیل و برهان منی

تو غنچه ی سرخ بهار

اسم کتاب انتظار

با من بمان تا که شوم

فدای عشق یادگار

*برای رزا"زیباترین گل زندگیم

جمعه ۱۸ مهر۱۳۹۳ | 20:56 | سهیلا |
هزاران دشمن و یک دوست دارم

تو را من عاشقانه دوست دارم

دلم درگیر و دار زندگی نیست

تو دنیابی و دنیا دوست دارم

جهان باغی پر از خار است اما

تو را تنهاتربن گل دوست دارم

نگو دلتنگ بارانی که ابرم...

تو را رنگین کمانم دوست دارم

شبانه های من بی تو کبود است

تو را ماه مجسم دوست دارم..

*رزا برای"سهیلا

 

از این دنیا تو را دارم

که بیداری که بسیاری

که با شمع غزلسوزت

تو از پروانه سرشاری

تو از جنس گل و شبنم

تو از باران تو از مریم

برای زخم شبهایم

تو مثل مرهمی مرهم

ببار ای ابر هم بغضم

که دیوانی پر از سوزی

که نقاشی پر از روزی

و من با تو نفهمیدم

که باران از تو می بارد

نه آنکه بر تو می بارد

*سهیلا برای "رزا

 

پنجشنبه ۱۷ مهر۱۳۹۳ | 14:49 | سهیلا |
دلباخته ی شعر که شدم

بوسه را فراموش کردم

نه شراب

نه بوسه

هبچکدام شعر نمی شوند.

سه شنبه ۱۵ مهر۱۳۹۳ | 8:59 | سهیلا |
چقدر دوست دارم

بهار شعرهایت باشم

یا پاییز نقاشی هایت

هیچکس نمی تواند جای تو باشد

وقتی گل رز فقط علامت توست

*برای رزا"زیباتربن گل زندگیم

دوشنبه ۱۴ مهر۱۳۹۳ | 8:13 | سهیلا |
بهار من از تو

پاییز تو از من

 

من می توانم بدون بهار زندگی کنم

ولی گل های سرخ ام نه

**برای دختر و پسرم

دوشنبه ۱۴ مهر۱۳۹۳ | 6:28 | سهیلا |
چند روز از پاییز گذشته

بهار را جشن می گیرم

حالا دیگر برای ادامه ی بهار

پاییز را دوست دارم

شنبه ۱۲ مهر۱۳۹۳ | 9:2 | سهیلا |

درباره وبلاگ

تو کجای چشم های من

اتفاق افتادی

که حادثه ی دوستت دارم هایت

تا همیشه بارانی ست
آخرین مطالب
لینک های ویژه
طراح قالب
امکانات وب